السيد علي الحسيني الميلاني

205

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

فراموش مىكنم . رسول خدا به او توجّهى و عنايتى كردند و او پس از آن هرگز دچار فراموشى نشد و تمام آن چه را كه از پيامبر مىشنيد حفظ مىكرد . « 1 » - البته اين هم دروغ است - عجيب اين است كه آنان از همين شخص احاديثى را نقل مىكنند كه بيان‌گر سهو النبى است . حال جاى اين سؤال هست كه چگونه ممكن است كسى بر اثر توجه پيامبر دچار سهو و نسيان نشود ، اما خود پيامبر از سهو و فراموشى در امان نباشد ؟ ! حاصل آن كه بر اساس قاعدهء عمومى مذكور مىتوانيم تمام آن چه را كه به حسب ظاهر با قرآن و روايات منافات دارد ، حل كنيم و اگر نتوانستيم سكوت مىكنيم و يا مىگوييم باطل است . مسأله سهو و غلو از ديدگاه شيخ صدوق مرحوم شيخ صدوق رحمة اللَّه عليه كه مقام علمى بسيار والايى دارد و جايگاه ايشان بالاتر از اين است كه بخواهيم دربارهء شخصيت ايشان سخنى بگوييم ، از استاد خود محمّد بن حسن بن وليد اين گونه نقل مىكند : أوّل درجة في الغلوّ نفي السهو عن النبي صلّى اللَّه عليه وآله ؛ « 2 » نخستين مرتبه غلو ، اعتقاد به نبود سهو از پيامبر است . شيخ صدوق رحمه اللَّه براى جواز سهو النبى دو وجه ذكر كرده است : 1 - رواياتى هم‌چون روايت ذواليدين كه شيخ صدوق بنابر مبناى خود در احاديث آن روايت را قبول فرموده ؛ 2 - نفى سهو از نبىّ غلو است ، و غلو نيز بالاجماع حرام و باطل است .

--> ( 1 ) . ر . ك : صحيح البخاري : 4 / 188 ؛ الإستيعاب في معرفة الأصحاب : 4 / 1771 ؛ الطبقات الكبرى : 2 / 362 و 4 / 329 ؛ سيرأعلام النبلاء : 2 / 595 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه : 1 / 360 .